به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه از مشهد، حجتالاسلام والمسلمین محمدعلی رنجبر، عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم، امروز چهارشنبه ۲۹ دیماه در هفتمین همایش روحانیت و رسانه که با حضور بانوان فرهنگی، مبلغان و فعالان عرصه تعلیم و تربیت در سالن همایش دفتر تبلیغات اسلامی خراسان رضوی برگزار شد، با تأکید بر ضرورت بازخوانی تحولات ژئوپلیتیکی جهان اسلام، ضعف روایتگری در عرصه رسانهای را یکی از چالشهای جدی جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی دانست.
وی ضمن تبریک پیشاپیش حلول ماه مبارک رمضان، با طرح چند پرسش از حاضران، تلاش کرد اهمیت «شناخت تاریخی و ژئوپلیتیکی» در تحلیل مسائل روز را تبیین کند.
عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم با طرح این پرسش که توافقنامه ساکس–پیکو چیست؟، اظهار کرد: بسیاری از نخبگان، اساتید دانشگاه، طلاب و حتی مسئولان آموزشی کشور شناخت دقیقی از این توافقنامه ندارند؛ در حالی که این قرارداد، یکی از مهمترین اسناد اثرگذار بر جغرافیا و ژئوپلیتیک صد سال اخیر جهان اسلام است.
وی با اشاره به توافق سال ۱۹۱۶ میان نمایندگان انگلیس و فرانسه افزود: این قرارداد که میان مارک سایکس از انگلستان و ژرژ پیکو از فرانسه منعقد شد، زمینه فروپاشی امپراتوری عثمانی و شکلگیری کشورهای جدیدی همچون لبنان، سوریه، فلسطین، اردن، کویت و عربستان سعودی را فراهم کرد.
حجت الاسلام والمسلمین رنجبر تصریح کرد: این تقسیمبندی صرفاً یک مرزبندی جغرافیایی نبود، بلکه پروژهای برای مهندسی سیاسی، فرهنگی و حتی هویتی منطقه به شمار میرفت و بسیاری از بحرانهای کنونی غرب آسیا ریشه در همان توافق دارد.
وی با انتقاد از ضعف آموزش این مباحث در نظام آموزشی کشور گفت: وقتی دانشآموز، دانشجو و حتی برخی نخبگان از چنین تحولات بنیادینی بیاطلاع باشند، طبیعی است که در مواجهه با مسائل منطقهای دچار تحلیلهای سطحی شوند.
ایران؛ قلب ژئوپلیتیکی جزیره جهانی
این استاد حوزه و دانشگاه با تبیین نگاه کلان به جغرافیای جهان بیان کرد: اگر نقشه جهان را از منظر کلان بنگریم، سه قاره آسیا، اروپا و آفریقا بیش از دو سوم خشکیهای زمین را تشکیل میدهند و در میان این مجموعه، منطقه غرب آسیا جایگاه راهبردی ویژهای دارد.
وی با اشاره به برخی نظریههای ژئوپلیتیکی افزود: در بسیاری از تحلیلهای راهبردی، از ایران به عنوان قلب یا هارتلند منطقه یاد میشود؛ نقطه تلاقی سه قاره که هر قدرتی برای تسلط بر جهان ناگزیر از توجه به آن است.
حجت الاسلام وللمسلمین رنجبر خاطرنشان کرد: کشورهای حاشیهای مانند انگلستان و ایالات متحده آمریکا برای اثرگذاری بر این «جزیره جهانی» ناگزیرند در منطقه غرب آسیا حضور داشته باشند و یکی از ابزارهای این حضور، طراحی نقشههای سیاسی همچون ساکس–پیکو بوده است.
ضعف روایتگری در دستاوردهای راهبردی
وی در ادامه با طرح پرسشی دیگر درباره بندر سالیانکا در آستاراخان روسیه، به موضوع خرید ۵۳ درصد سهام این بندر توسط جمهوری اسلامی ایران اشاره کرد و گفت: این اقدام در چارچوب کریدور راهبردی شمال–جنوب انجام شده و از اهمیت ژئواستراتژیک بالایی برخوردار است، اما بسیاری از فعالان فرهنگی و رسانهای از آن اطلاع ندارند.
عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم اظهار کرد: در حالی که اخبار منفی یا حوادث اجتماعی به سرعت در فضای رسانهای برجسته و وایرال میشود، برخی دستاوردهای مهم اقتصادی و راهبردی کشور در حاشیه میماند و روایت عمیقی از آن ارائه نمیشود.
وی افزود: اگر فرضاً تنها سه درصد از یکی از بنادر کشور واگذار میشد، رسانههای معاند موج گستردهای ایجاد میکردند، اما خرید اکثریت سهام یک بندر راهبردی خارجی، بازتاب درخور و روایت تحلیلی مناسب پیدا نکرد.
ضرورت شناخت زمانه و فضای سایبرنتیک
حجت الاسلام والمسلمین رنجبر با تأکید بر اینکه کنشگر دینی و رسانهای امروز باید سه ویژگی اسلامشناسی، تاریخشناسی و زمانهشناسی را توأمان داشته باشد، تصریح کرد: با شیوههای دهههای گذشته نمیتوان در میدان پیچیده رسانهای امروز موفق بود.
وی با اشاره به تحولات فضای سایبرنتیک و جنگ روایتها گفت: امروز اطلاعات صرفاً توصیفگر نیست، بلکه سازنده و کنترلگر است؛ اطلاعات میتواند ماده و انرژی را جهتدهی کند و افکار عمومی را مدیریت نماید.
این استاد حوزه و دانشگاه با بیان اینکه در عصر انفجار اطلاعات زندگی میکنیم، خاطرنشان کرد: اگر جریان انقلابی نتواند روایت دقیق، عمیق و بهموقع از تحولات ارائه دهد، روایت رقیب ذهنها را تسخیر خواهد کرد.
وی با تشبیه نقش اطلاعات به نقشه مهندسی یک ساختمان اظهار کرد: همانگونه که نقشه، مصالح پراکنده را به یک سازه هدفمند تبدیل میکند، اطلاعات نیز میتواند جهت حرکت جامعه را تعیین کند.
حجت الاسلام والمسلمین رنجبر افزود: در جهان امروز، تغییر در دادهها و روایتها میتواند به تغییر بنیادین در تحلیلها و حتی کنشهای سیاسی و اجتماعی منجر شود و از همین رو، جنگ اصلی، جنگ شناختی و رسانهای است.
وی تأکید کرد: روحانیت، مبلغان و فعالان فرهنگی باید با تسلط بر تاریخ، جغرافیا و تحولات بینالمللی، نسل جوان را با واقعیتهای جهان آشنا کنند و از غفلت راهبردی در عرصه روایتگری بپرهیزند.
سایبرنتیک؛ علم کنترل رفتار و جهتدهی قدرت
وی با اشاره به برداشتهای سطحی از فضای مجازی تصریح کرد: امروز مسئله صرفاً فضای مجازی نیست، بلکه با مفهومی به نام سایبرنتیک مواجه هستیم؛ سایبرنتیک یعنی کنترل رفتارها با هدف جهتدهی، اعمال قدرت، قانونمندسازی، مهار و فرماندهی.
عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم افزود: در ادبیات علمی، سایبرنتیک به معنای دانش کنترل و ارتباط در موجودات زنده و ماشین است؛ مفهومی که نخستینبار در سال ۱۹۴۸ میلادی توسط نوربرت وینر در کتاب Cybernetics مطرح شد. پیش از آن نیز فیزیکدان فرانسوی آندره آمپر این واژه را در معنای هنر حکومتداری به کار برده بود.
وی تأکید کرد: امروز سایبرنتیک به معنای دانش کنترل پدیدههای مدرن از طریق مدیریت جریان اطلاعات است؛ یعنی دریافت اطلاعات، پردازش آن، تغییر باور، تصمیم و رفتار و در نهایت هدایت کنش اجتماعی.
حجت الاسلام والمسلمین رنجبر با بیان اینکه ابزارهای کنترلی گذشته دیگر پاسخگو نیست، گفت: امروز دیگر صرف فیلترینگ پاسخگو نیست، زیرا با اینترنت ماهوارهای مانند استارلینک مواجه هستیم. مسئله اصلی نقشه و فهم میدان است، نه صرفاً ابزار.
وی خاطرنشان کرد: اگر همه ماهوارهها را هم جمع کنیم اما نقشه نداشته باشیم، باز هم در میدان مغلوب خواهیم شد. دشمن از زیست اجتماعی در حال حرکت به سمت کنترل تمامعیار جامعه از طریق داده و اطلاعات است.
عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم با اشاره به برخی تفاسیر کتاب مقدس اظهار داشت: در برخی قرائتها، شجره منهیه نماد دانشی است که انسان را به قدرت کنترل محیط و انسانها میرساند؛ دانشی که بشر را به مرز خدایی میکشاند.
وی سپس به نظریات یووال نوح هراری نظریهپرداز اسرائیلی و استاد دانشگاه عبری اورشلیم اشاره کرد و گفت: هراری در کتاب «انسان خداگونه» مدعی است بشر پس از مهار دشمنان تاریخی خود همچون قحطی، بیماری و جنگ، اکنون در مسیر تسلط بر زیستشناسی، داده و آگاهی گام برداشته و در پی تبدیل شدن به موجودی خداگونه است؛ موجودی که با داده و الگوریتم، جهان را مدیریت میکند.
حجت الاسلام والمسلمین رنجبر افزود: این نگاه، امتداد همان رویکرد سایبرنتیکی است؛ کنترل انسان از طریق اطلاعات و مهندسی شناخت.
وی با رد تعبیر رایج «فضای مجازی» اظهار داشت: آنچه امروز به عنوان فضای مجازی شناخته میشود، در بسیاری از ابعاد از واقعیت فیزیکی حقیقیتر است. بیش از پنج و نیم میلیارد نفر در جهان در این فضا زیست میکنند؛ این یک زیستجهان جدید است.
حجت الاسلام والمسلمین رنجبر گفت: نسلهای جدید، شهروند دنیای سایبری شدهاند؛ ممکن است در خانه ما زندگی کنند اما از حیث سبک زندگی، ادراک، هویت و مرجعیت فکری، متعلق به جهان دیگری باشند.
عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم با اشاره به اهمیت داده در نظام حکمرانی جدید تصریح کرد: امروز داده برای قدرتهای جهانی از نفت و طلا مهمتر است. اطلاعات اقتصادی، زیستی، جغرافیایی و اجتماعی کشورها در نظامهای بینالمللی تجمیع و تحلیل میشود و بر اساس آن تصمیمسازی صورت میگیرد.
وی افزود: اگر ما نتوانیم نظام دادهای خود را سامان دهیم، هم در عرصه داخلی دچار آشفتگی میشویم و هم در تعاملات جهانی تحت فشار قرار میگیریم.
هدایت مطالبهگری؛ از مسائل فرعی به اولویتهای بنیادین
رنجبر در ادامه با اشاره به پدیده جهتدهی افکار عمومی گفت: جامعه ایران امروز مطالبهگر شده است؛ سطح سواد و آگاهی افزایش یافته اما مسئله این است که چه چیزی را مطالبه میکند.
وی اظهار داشت: اگر مطالبهگری به سمت مسائل فرعی هدایت شود، انرژی اجتماعی تخلیه میشود اما گرههای اساسی مانند شفافیت اقتصادی، عدالت مالیاتی و توزیع عادلانه ثروت مغفول میماند.
عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم تأکید کرد: بدون نظام دقیق اطلاعاتی، امکان اصلاح ساختارهای اقتصادی و تحقق عدالت وجود ندارد؛ داده دقیق، پیشنیاز حکمرانی عادلانه است.
جنگ شناختی؛ بیاعتبارسازی نخبگان و فروپاشی سرمایه اجتماعی
حجت الاسلام والمسلمین رنجبر با اشاره به راهبردهای بیثباتسازی در جنگ شناختی گفت: یکی از اهداف اصلی در این میدان، بیاعتبارسازی نخبگان و رهبران فکری جامعه است؛ تخریب مرجعیت، قداستزدایی و عادیسازی بیادبی و بیاعتمادی.
وی با اشاره به تجربههای تاریخی صدر اسلام افزود: در تاریخ نیز بیاعتبارسازی و فشار معیشتی، زمینه خیانت و فروپاشی سرمایه اجتماعی را فراهم کرده است.
وی با اشاره به تحولات اخیر فلسطین تصریح کرد: در ماجرای غزه برای نخستینبار در دهههای اخیر شاهد موج گسترده افکار عمومی جهانی علیه رژیم صهیونیستی بودیم؛ این نشان میدهد که در میدان روایت و رسانه میتوان معادله را تغییر داد.
حجت الاسلام والمسلمین رنجبر تأکید کرد: هر فرد در این میدان میتواند نقشآفرین باشد؛ از تولید محتوا تا تحلیل، از هشتگسازی تا حتی یک لایک یا دیسلایک هدفمند، همگی در مهندسی افکار عمومی اثرگذار است.
ضرورت تجهیز مبلغ به سه دانش بنیادین
وی خاطرنشان کرد: مبلغ و کنشگر فرهنگی امروز باید سه ویژگی اساسی داشته باشد؛ اسلامشناس باشد، تاریخشناس باشد و مهمتر از همه زمانهشناس باشد.
عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم تصریح کرد: بدون شناخت زمانه سایبرنتیک و جنگ شناختی، نمیتوان در میدان حکمرانی رسانهای موفق بود. ما باید نقشه را بشناسیم، داده را بفهمیم و در زیستجهان جدید، فعال و نه منفعل باشیم.
وی با دعوت حاضران به تعمیق مطالعه و تقویت سواد رسانهای و شناختی تأکید کرد: اگر میدان را بشناسیم، میتوانیم اثرگذار باشیم؛ اما اگر از نقشه غافل بمانیم، در زمین دیگران بازی خواهیم کرد.
حجت الاسلام والمسلمین رنجبر در ادامه با تبیین ابعاد جنگ شناختی، تأکید کرد: در این نوع نبرد، دستگاههای محاسباتی انسان دچار اختلال میشود تا نتواند نسبت به رخدادها درک صحیح و واکنش بهموقع داشته باشد.
مغز انسان؛ میدان نبرد قرن بیستویکم
وی با اشاره به دیدگاههای برخی نظریهپردازان علوم اعصاب گفت: امروز مغز انسان به میدان اصلی نبرد تبدیل شده است. به تعبیر جیمز جوردانو دانشمند علوم اعصاب، مغز انسان میدان نبرد قرن بیستویکم است؛ چراکه کلید پیروزی در جنگها مردم هستند و کلید تسلط بر مردم، ذهن آنان است.
حجت الاسلام والمسلمین رنجبر افزود: جنگ روایتها ابزار قدرتمندی برای شکلدهی به حافظه جمعی است. اگر ذهنها مدیریت شود، رفتار اجتماعی نیز در همان مسیر شکل میگیرد.
عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم با اشاره به تحلیل خود از حوادث سال ۱۴۰۱ اظهار داشت: دشمن یک کلانروایت طراحی کرده است؛ کلانروایتی با محور «ایران اهریمنی». اما این گزاره را هر روز تکرار نمیکند، بلکه پیرامون آن محورهایی چون معیشت، زنان، جوانان، قومیت، مذهب و کارآمدی را طراحی کرده و برای هر محور شاخه و سوژه میسازد.
وی تصریح کرد: در محور زنان، بهجای تمرکز بر پیشرفتهای تحصیلی، علمی و اجتماعی بانوان پس از انقلاب، بر موضوعاتی چون حجاب یا ورود به ورزشگاهها متمرکز میشوند؛ زیرا این شاخهها قابلیت تولید خردهروایت و سوژه رسانهای دارند.
سوژهیابی، خردهروایت و ترندسازی
حجت الاسلام والمسلمین رنجبر با تشریح فرآیند عملیات رسانهای گفت: ابتدا سوژهیابی یا سوژهسازی انجام میشود؛ سپس از آن خردهروایت تولید میکنند؛ بعد با تکرار و هشتگسازی، آن را به یک مطالبه اجتماعی تبدیل میکنند.
وی با اشاره به برخی رخدادهای مرتبط با برخوردهای گشت ارشاد در سالهای گذشته افزود: حتی یک صحنه کوتاه چندثانیهای میتواند به سوژهای ملی و سپس بینالمللی تبدیل شود، بدون آنکه پیشزمینه یا پسزمینه ماجرا روایت شود.
عضو هیئت علمی دانشگاه با اشاره به حادثه مهسا امینی گفت: در این رخداد، همزمان چند محور فعال شد؛ محور قومیت، محور مذهب، محور جوانان، محور زنان، محور معیشت و حتی محور ناکارآمدی. همین همافزایی محورها باعث تثبیت سریع روایت شد.
وی افزود: وقتی روایت اولیه تثبیت شود، حتی ارائه مستندات بعدی نیز به سختی میتواند آن تصویر ذهنی را تغییر دهد؛ زیرا جنگ شناختی بر پیشدستی و تثبیت ادراک اولیه استوار است.
ضعف روایتسازی در جبهه انقلاب
حجت الاسلام والمسلمین رنجبر با انتقاد از تکرارهای شعاری در عرصه رسانهای گفت: اگر صرفاً یک گزاره را بارها تکرار کنیم، اثرگذاری خود را از دست میدهد. باید مانند طرف مقابل، از محور و شاخه و سوژههای روز بهره ببریم و بهصورت تدریجی و مهندسیشده روایتسازی کنیم.
وی در همین زمینه به موضوعاتی همچون پروندههای اخلاقی چهرههای غربی و نیز تحولات غزه اشاره کرد و افزود: اینها ظرفیتهای مهمی برای روایتسازی دارند، اما نیازمند کار تشکیلاتی، مستمر و هوشمندانه هستند.
عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم تأکید کرد: همانگونه که رهبر معظم انقلاب بر ضرورت آرایش جدید تبلیغی تأکید دارند، ما نیز باید متناسب با آرایش رسانهای دشمن، طراحی جدید داشته باشیم؛ نه آنکه با شیوههای دهههای گذشته وارد میدان جدید شویم.
وی افزود: کار تشکیلاتیِ مهندسیشده، مطالعه عمیق تاریخ معاصر، شناخت تحولات صد و دویست سال اخیر و درک دقیق فضای سایبرنتیک، پیشنیاز ایفای نقش مؤثر در این میدان است.
ضرورت سهگانه اسلامشناسی، تاریخدانی و زمانهشناسی
حجت الاسلام والمسلمین رنجبر تصریح کرد: کنشگر دینی و رسانهای باید اسلامشناس، تاریخدان و زمانهشناس باشد. بدون شناخت دقیق جنگ شناختی و مهندسی روایت، نمیتوان در این نبرد پیچیده موفق بود.
وی خاطرنشان کرد: امروز بیش از هر زمان دیگری به کار جمعی، طراحی آفندی در کنار پدافند رسانهای و بهرهگیری هوشمندانه از ظرفیتهای موجود نیازمندیم تا بتوانیم روایت صحیح و مؤثر از واقعیتها ارائه کنیم.
انتهای پیام/











نظر شما